تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۳ | ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()
تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۳ | ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

من بی تو هیچ چیز از دنیا نمیخوام

من بی تو هوا را نه ، نمیخوام

من بی تو آب را که هیچ باشد

من از دولت یارانه هم نمیخواهم



تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۱٩ | ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

این روزها دلم می خواهد حرف بزنم ، حرفی ساده کوتاه ، شاید کلمه ای باشد پر معنا، مخاطب من تو هستی، آره تو که با نگاهت اتفاقی تاریخی رقم میزنی، وقتی یاد گرفتم که نگاه چیست سعی کردم اسیر نشوم ولی مگر می شود اهل دل باشی و پای نگاه عاشقانه ی تو ...

این روزها بدجور دلم گرفته ، فریاد هم دیگر به دادم نمی رسد، آنجا که هر دلی را تنها گذاشتند کسی برای تا ابد تنهایی او قراری نگذاشته بود...

تو که از تموم آدم ها دلت گرفته  ، لحظه ای صبر کن دلت را به دست خدا بسپار گرفتاری هایت را آسان برایت باز می کند فقط او را صدا بزن...



تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۱٧ | ٩:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

آرزوی امروز و دیروزم ، امید های فردای بی آغازم ، هرچه دارم من از تو دارم ، تویی بال های پروازم، بیا اینجا که جای توست، به جای دین و ایمانم ، به هرکه که دوستش داری ، بگو تنهام نمیزاری، بیا ای آخر احساسم ، بیا غروب بی گناه من ، بیا من و ببین آخر، که بی تو مرگه این دم آخر ، دوستت دارم دوستت دارم ، بگو باور داری به این حسم ، که تو هستی آخر عشقم...

امیدوارم خوشتون بیاد...



تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۱٢ | ۸:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

سلام : رسیدن نوروز باستانی سال 93 به همه ی دوستانم تبریک میگم

امیدوارم سال خوبی داشته باشید.



تاريخ : ۱۳٩۳/۱/۱٠ | ۸:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩ | ٩:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

امروز روز قشنگی بود

در که باز شد عطر وجودت سرتاسر کلبه ی حقیرانه مرا  خوشبو کرد. تو روزم را زیبا کردی ، هدیه ای که برایم آوردی در دستم گرفتم کیف پول قهوه ای واقعا زیباست. وقتی تو دستمه انگار دستم در دست توست. روز تولدم چه روز قشنگی شد چون تو مهمان کردی مرا به عشق، به دوستی به عاشقانه زیستن، نگارم دوستت دارم...



تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٥ | ٤:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

من بی تو از تمام دنیا خسته ام

من بی تو حوصله خودم را که هیچ

من بی تو ...

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٢۸ | ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

منو به خاطر هر چی که تو خواستی و اما نشد ببخش...



تاريخ : ۱۳٩٢/۱۱/٥ | ٧:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

سلام یه شعرکی واسه زمستان سرودم امیدوارم خوشتون بیاد:

زمستان را دانی که چیست؟

زمستان فصل گرمای دل است

زمستان را هوایش بدجور گرفته

زمستان را همه عالم گرفته

زمستان آسمان دلی پر درد دارد

زمستان عاشقان را دوست دارد

زمستان هرچه دارد از وجودش

نثار خاک و آب و راه دارد

زمستان با خودش نجوا دارد

شبی بلند و عمری کوتاه دارد

زمستان با تمام خوبی هایش

یتیمی در زمین سرد دارد

زمستان خانه ها گرم اند و افسوس

فقیری در کنارش برف دارد

زمستان فصل درس و مشق باشد

کودکی درسش همیشه اه باشد

زمستان را چه نامی ای عزیزم

برای ما زمستان همیشه درد باشد



تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٢٧ | ٧:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

قدم که میزنم فقط خیابان منتهی به مقصد را متر نمی کنم.

با قدم هایم آهسته آهسته به فکر فرو میروم

لحظه ای خیال هم میتواند زیبا باشد

خیالی از جنس با تو بودن

این بار نمیخواهم حسرت بخورم

خیال که میکنم سیر میشوم از غم های دنیا

تو که پا به خیال من می گذاری قدم هایم را آهسته بر میدارم

مقصد هرجا که میخواهد باشد خواه دانشگاه خواه برگشت به خانه

نمیدانم چه سری فقط تو به خیالم قیافه ی آرزو را می دهی

با این حس می شود از خدا خواهش کرد

از خدا خواست که خیالت را زیباتر جلوه دهد

خدا خودش هم دوست دارد که تو قسمت من باشی

اما قسمت را نمیدانم چرا

تو خرابش می کنی

من همیشه به یاد تو هستم و خواهم ماند

تو روح مریم من هستی قداست تو بیشتر از هر مریم دیگری است

کاش تو بیایی و به من یک قدر ی هم که شده سر بزنی



تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٥ | ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

فراموش شده ام از ذهن روزگار ، گاهی هم به سراغ من نمی آید خوشی های روزگار.

من در این اتاق سرد و کوچک تنها و خسته افتاده ام، از روی ترحم نمی اید مرگ هم به سراغم.

شاید عاشق بودن گناهی نابخشودنی بود ، شاید هم آخرین گناهی باشد که می آید در برم.

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٩/۳ | ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

عید سعید قربان بر همه ی شما دوستان گرامی مبارک باد



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/٢٤ | ٩:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

شعر هایم خواندنی تر می شوند وقتی از تو بنویسم ، عاشقی مرام عاشقان می شود وقتی از تو بگویم ، بی وفایی می رود از یاد هرکس که به یار خویش دلبسته باشد، زندگی عطر نرگس می گیرد وقتی از تو بگویم...

تو هستی آخر هرچه که هست ؛ دوستت دارم ...

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٧/۱٢ | ٩:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()