- دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهاد رفته باشد پیشانی حاجی شهر چروک است دست های پدر من نیز همینطور بعد ها فهمیدم که پدر من با دستانش عبادت می کرد... پدرم روزت مبارک بعضی وقت ها آنقدر غرق اشتباهاتمان می شویم که یادمان میرود بخاطر چی و برای چی داریم تو این دنیا زندگی می کنیم... اولین گناه می تواند روزی آخرین گناه باشد و برعکس می تواند شروع ایجاد صفات شیطانی بشه... پس از امروز شروع کنیم که اشتباهات بزرگ را تجربه نکنیم و از گناهان کوچکمان توبه کنیم برای اغاز فصلی نو در زندگی عاشقانه ی خود وقتی گفتی بار آخرت باشه... وقتی از پشت پنجره نگاش می کردم وقتی که داشت می رفت دلم لرزید وقت رفتن به من می خندید حیف که اشک های منو نمی دید من و حسرت یک روز با اون بودن من و عاقبت عشق و تنها موندن دوست دارم اینجا به روز بشه اما نمیشه میخوام اینجا پر از خاطره شه اما نمیشه زود برمیگردم... سلام سال نو بر همگی تبریک امیدوارم سال خوبی داشته باشید این لحظه ها جقدر دیر تموم میشه انگار به آخرای سال چند ماه دیگه مونده امام هرچی بود و نبود یگه آخراشه امیدوارم سال خوبی داشته باشید عیدتون پیشاپیش مبارک باشه من خودم پر از بغضم تو دیگه خرابم نکن غم و غصه شده هم زبون من تو برو تیشه به ریشمون نزن از این دنیا قسمت من تنهاییه چه قسمتی آخر بی خدائیه من که همش به یادتم من که همش خرابتم من آخه کجای قصه تم تو بگو به من بی تو من کجا برم این همه بی محلی هات این همه بی معرفتی شده پیش خودت بگی اونم شاید دلش بخواد وقتی رفتی دل من بدجوری داشت غصه میخورد آخه همه چی داشت بهم میخورد عهد پیمون و بوسه ی دوست دارم اون همه عاشقی و دیونه ی چشات منم بیا و آخرشو بهم بگو بیا وبدی هامو بهم بگو ما بی غمان مست دل از دست دادهایم همراز عشق و همنفس جام بادهایم بر ما بسی کمان ملامت کشیدهاند تا کار خود ز ابروی جانان گشادهایم ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیدهای ما آن شقایقیم که با داغ زادهایم پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد گو باده صاف کن که به عذر ایستادهایم کار از تو میرود مددی ای دلیل راه کانصاف میدهیم و ز راه اوفتادهایم چون لاله می مبین و قدح در میان کار این داغ بین که بر دل خونین نهادهایم گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست نقش غلط مبین که همان لوح سادهایم باران می بارد تا خیسمان کند کفرمان را بشوید و قدیسمان کند از کجا بگم تا دل آتیش نگیره با کی بگم تا دل غنچه نگیره چجور بگم غصه هامو غم دل شکستمو از خواب خوب کودکی تا گناه سرد عاشقی صدای نم نم بارون وقت نشستن روی بوم وزیدن باد شدید بردن برگ های خیس بید حرف قشنگ عاشقی از رو لبای یه مشهدی پیر خراب مسجد نشین مستای کوچه باغ میم بازی بچه ها تو خاک کشیدن ابرو رو آب همش واسم یه خاطره است شادی و غم برا همه است منم دلم پر از غمه پر غم های عالمه نگام نکن میخندم حرفامو که گوش کنی میفهمی که بهونه است همه میگن دلش خوشه الکی داره میخنده بزار بگن دیونم آره به خدا دیونم... دلنوشته ای از خودم تا پیش از این سیل پیامک ها و ایمیل های تبلیغاتی برامون یک مشکل اساسی بود و از دستشون آسایش نداشتیم، برای مثال در اوج خواب با صدای زنگ پیامک از خواب بیدار میشدیم و خوابمون رو پریشون میکردن و حالا درگیر این نظرهای تبلیغاتی شدیم که در وبلاگ هامون گذاشته میشه و واقعا یک کار بی اساس و وقت گیره از کسانی که این نظرها رو میذارن خواهش میکنم اینکارو نکنن واقعا خسته شدم از این تبلیغات پووووچ
عشق محرمانه
[ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ]