وقتی از پشت پنجره نگاش می کردم

وقتی که داشت می رفت دلم لرزید

وقت رفتن به من می خندید

حیف که اشک های منو نمی دید

من و حسرت یک روز با اون بودن

من و عاقبت عشق و تنها موندن

 



تاريخ : ۱۳٩٢/۱/۳٠ | ٩:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

دوست دارم اینجا به روز بشه اما نمیشه

میخوام  اینجا پر از خاطره شه اما نمیشه

زود برمیگردم...



تاريخ : ۱۳٩٢/۱/٢٧ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()

سلام سال نو بر همگی تبریک

امیدوارم سال خوبی داشته باشید



تاريخ : ۱۳٩٢/۱/٥ | ۸:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()