به جان جوشم که جویای تو باشم

خسی بر موج دریای تو باشم

تمام آرزوهای منی کاش

یکی از آرزوهای تو باشم

سلام ، به همه ی برو بچه های خوب و مهربان و عزیز دل بنده، خوب من بعد از 8 یا 9 ماه که نتونستم بیام و وبلاگمو به روز کنم، ازچندی پیش یک تصمیم جدی گرفتم و اونم اینه که دوباره این کلبه ی حقیر و کوچک که جنبه ی یک دفترچه ی خاطرات برای منو داره رو یه دستی بهش بکشم.

پس خواهش می کنم منو تحمل کنید...

اگه نظری پیشنهادی، یا هرچیزی که بتونه به بهتر شدن این کلبه ی کوچولو موچولوی بنده کمکی کنه بدید دیگه من نگم که نظر بدهید، خودتون یادتون هست...

یه عالمه حرف دارم که میخوام بگم اما میدونم شما حوصلشو ندارید که بخونید...

راستی یه چیزی چرا ما همش میریم تو وبلاگ دوستامون و پشت سر هم نظر میدیم میگم وبلاگ خوشکل موشکلی داری به من هم سر بزن! واقعا چرا؟

میگیم وبلاگت خوبه اما اصلا یه خط هم از یاداشتاشو نخوندیم... به نظر من ما اینکارو میکنیم تا واسه وبلاگمون بازدید بیشتری جمع کنیم که اصلا اینکار هیچی بیخیال...

پس اگه از وبلاگ من خوشتون نیومد روراست بگید بدرد نمیخوره و خِلاص.

در پایان بگویم که خیلی باحالین و از اینکه اومدید و سر زدید سپاس.



تاريخ : ۱٢ دی ۱۳۸٩ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()