تو آسان دل بریدی از من

من سخت توانستم فراموشت

نه...!

به عشقمان قسم تو را فراموش نتوان کرد

برای من تو عزیز تر ازجانم هستی

می دانی ؟!

شب و روز در خاطر خسته ام هستی ...

از دل پر درد می دانم خبر نداری

که اگر داشتی

به این آسانی رهایم نمی کردی

چه بگویم از درد و رنجی که...

برایم بعد از رفتنت پیش آمد

کاش بودی و می دیدی

که بعد از تو دنیا برایم

هر لحظه اش ننگین است

این شب ها در آغوشم

قاب عکسی است چوبی

که تو با صورت زیبایت

برایم به یادگار گذاشتی

تصویرت تنها تسکینی است

برای گریه های شبانه ام

کاش برگردی و با حضورت

کلبه ی ویرانه ام را آباد گردانی

و دل رنجیده ام را ارام و شاد کنی

دوستت دارم نگارم برگرد

همیشه منتظرت می مانم ...

شعری از خودم.......................، نظرات شما تسکین دهنده ی رنج دوری ماست.



تاريخ : ٢٠ دی ۱۳۸٩ | ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()