شهر من غربت دیارم بی کسی
اندکی پایین تر از دلواپسی
چند متری مانده تا آوارگی
ده قدم بالاتر از بیچارگی
جنب یک ویرانه می پیچی به راست
میرسی در کوچه ای کز آن ماست
داخل بن بست تنهایی و درد
هست منزلگاه چندین دوره گرد
خسته و وا مانده از این ماجرا
در همان اطراف می بینی مرا



تاريخ : ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ | ٩:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()