سلام به بهاری ترین نگاه سبز تو، امروز در آغاز سپیدترین وقت روز برای چشمان سیاهت اشک می نویسم، امروز برای دل تنگی هایم خطی از سبزترین عاشقانه های فردا می کشم.

چگونه بخوانم تو را که حسرت نگاه تو بغص سال ها جدائی را نمایان می کند.

حال من این روزها تماشائی است و هم بستر من غم روزهای بی تو بودن است.

اما جدائی تا به کی؟ بیا و دست هایت را به من بده و مرا به خود به اوج احساس عشق ببر.

خدایا تو این روزها در حسار تنگ تنهایی اسیر شده ام

خدایا قلب مرا از عشق ماه روی فریبایم لبریز کن

خدایا لحظه عاشقی قشنگه هر لحظه برایم عاشقی کن

دلم را از هوس و چشمانم را از حیزی بر حزر دار

فکرم و اندیشه ام را به چشمان عشق مشغول بدار

آرزوی من یکی است و آن هم رسیدن به عشق تو و در آغوش تو جان سپردن است.

مدتی است گناهکار و هوس باز شده ام

گناهم چشمان تو و هوس عشق پاک توست

 

 

 

 



تاريخ : ٢٠ تیر ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()