امروز برایت اینگونه دعا کردم :

خدایا به جز خودت به دیگری واگذارش نکن، توئی پروردگار او پس قرار ده بی نیازی در نفسش و یقین در دلش و اخلاص در کردارش و روشنی در دیده اش و بینائی در دینش...

نمیدونم سهم من از این دنیا چیه، زندگی بدون تو پوچ و بی رنگه، حال تو رو نمیدونم اما حال من اصلا خوب نیست، غصه تو دلم زیاد و رنگ شادی تو سرنوشت من سرابه...

خدایا چرا من ؟ چرا باید گناهکارترین انسان روی زمین تو من باشم؟

آخر مگه چی میخواستم از دنیای به این بزرگی تو جز یه عشق ؟

گناه من آنقدر بزرگ است که نمی دانم آیا بخشیده می شوم یا نه!

هنوز مانده ام چکار کرده ام عاشق بودم یا گناه کردم. نمی دانم...

خوشا عشق و نوای بی نوایی

خوشا عاشق شدن اما جدائی

 



تاريخ : ٢٢ تیر ۱۳٩٠ | ٩:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()