به نام عشق:

به نام خالق هستی ، به نام تک آفریننده ی دل های عاشق، به نام خالق آدم و حوا

و به نام تو. به نام تو که فرشته ی خدا روی زمینی، به نام تو که نفس هایت تسبیح خدا را گویند و لبانت ذکر دل های عاشق است و جان من فدای تو.

من از غم ندیدنت هر روز می سوزم و قطره های اشکم را نثار قدم های تو می کنم.

لحظه ها را از پس هم سپری و ثانیه به ثانیه را با ضربان قلبم می شمارم.

جان در بدنم به تنگ آمده و روح در جسم من اشتیاق پرواز به سوی تو را دارد.

تو که بیایی دیگه آرزویی ندارم. آرزوی من دیدن رخ چون ماه توست که ماه در برابر تو از بودن خویش خجالت می کشد.

نسیم وجودت را از دور حس می کنم بوی تو دارد این روزها و شب ها.

شمع می سوزد و پروانه به دور او طواف می کند تو که بیایی من چون پروانه به دور تو می گردم آنقدر که بمیرم.

بیا ای عشق من چشم هایم منتظر آمدنت و دست هایم برای در آغوش گرفتن تو همیشه باز است. یادت در خاطرم باقی است و جانم در برابرت قربانی وجودت...

 

 



تاريخ : ۳ بهمن ۱۳٩۱ | ٩:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()