ما را که بجز توبه شکستن هنری نیست

با هر دله دیوانه نشستن ثمری نیست

برخیز جز این چاره نداری که در اینجا

جز جام می و مطرب و ساقی خبری نیست

ما خانه بدوشیم

ما حلقه به گوشیم

جز در ره این کار نکوشیم و نکو شیم

در کلبه ما سفره ارباب و فقیرانه جدا نیست

در حلقه ما جنگ و نزاعی به سر شاه و گدا نیست

ما مطربه عشقیم ودر او از سناییم و خداییم

در کعبه ما جنگ رسیدن به خدا نیست

ای عاشق دیوانه وا کن در میخانه

می زن دو سه پیمانه که ناخورده می و رفته ز هوشیم
شعر:همای



تاريخ : ۸ اسفند ۱۳۸٧ | ٥:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()