و زمستان پرسید
در حوالی شما
خبری نیست ز عشق؟
و تو گفتی:
((هرگز))
من کنون فهمیدم
تو و او
همدستید



تاريخ : ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ | ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()