تا وقتی که تو هستی، تا لحظه ای که یاد تو در خاطر من جاریست!
تا زمانی که دستهای گرمت همراه دستهای خستـۀ منه!
تا وقتی که نگاهت تنها پناهگاه و تکیه گاه نگاه سرگردان منه!
تا زمانی که تو همسفر جاده ی زندگی من هستی!
تا وقتی که شونه های تو امن ترین جای دنیاست برای من!
                    من زنده هستم



سلام حالتون خوبه...؟  خوب خدارو شکر.
اگه از حال ما بپرسین ای بد نیستیم.
فعلا یه نفسی میاد و میره، هنوزم به امید یه دونه عشقم دارم زندگی می کنم. خیلی هوامو داره
ممنونشم با این که این همه بد شانس بودم و خیلی رنج کشیدم، اما باز هم دوستش دارم.
چون تنهام نمیذاره. خیلی گشتم تا پیداش کردم مثل کسی که یه گمشده داشته باشه و دربه در دنبال
گمشدش بگرده حیرونش شده بودم. بالاخره پیداش کردم. تا فهمیدم که اون گم نشده بود من ازش دور شده بودم. من فراموشش کرده بودم. انقدر غرق دورو برم شده بودم که حتی یادم رفته بود اسمشو صدا کنم
بهش بگم دوستش د ارم. میدونم داره امتحانم میکنه میخواد ببینه چقدر تحمل ندیدنش رو دارم. اما واقعا فهمیدم بدون اسم اونو بردن بدون یاری ازون خواستن نمیتونم به خوشبختی برسم.
حالا از ته دل میکم دوستش دارم



تاريخ : ۱۳ تیر ۱۳۸۸ | ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()