نمانده فاصله از چشم های تو تا من
ببین تو خیره در آیینه ام شدی یا من
به لطف چشم تو فصل پرنده نزدیک است
به چشم شاعر چشم انتظار، حتی من
برای دیدن زیباترین منظره ها
همیشه نوبت همسایه بود حالا من
چه چشم های قشنگی! خدا به خیر کند
دچار این همه زیبائی تو تنها من
شروع وسوسه در ذهن خام آدم:
تو
نیازمند همین حیله های حوا:
من
به اوج بوسه و لبخند و شعر خواهی رفت
تو می روی و خدا شاهد است اما
من
فقط سلام مرا پاسخی مطمئن تر باش
جواب مسئالۀ عشق و نان و گل با من

سلام به همۀ دوستان خوبم امیدوارم روزهای خوب و قشنگی را سپری کرده باشید . لطفا نظرات خودتونو دربارۀ وبلاگ بدید در ضمن هر شخص حقیقی و حقوقی که مایل به تبادل لینک هست در بخش نظرات حتما بگه تا در اولین فرصت به جمع یاران من بپیونده فعلا خداحافظ خیلی دوستون دارم .



تاريخ : ٢٧ شهریور ۱۳۸۸ | ٦:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()