یاد تو بارها و بارها

در ذهن ویرانم تداعی می شود

در زیر آلاچیق عشق،

و یاد شب های پر ستاره

که زیر نور کهکشان محبت ساکن بودیم،

و یاد آن حرف های قشنگ که از جنس دلت بود،

با یاد تو به دور دست های خیال سیر می کنم

و با یاد تو از غم ها فارق می شوم.

یاد تو بر این دل مجروح مرحم است

یاد تو روح سبز زندگی را در کالبد وجودم زنده می سازد.

یاد تو تداوم بخش راه زندگی است

و تو پندار که ابرها گریستن خود را از یاد بردند

باشد که پرندگان پرواز را فراموش کنند.

گویی که خورشید پرتو افشانیش را دریغ دارد

ولی بدان که تو در خاطر خسته ام رخنه کرده ای

و چون گل سرخ و شقایق و پرستوی عاشق

همیشه جاودان خواهی ماند.

مهربانم، هرگز از یاد خسته ام برون نخواهی شد

و تو را چون خالق هرچه لطافت و عشق است.

                    دوست دارم و می پرستم...
                   عشقی که مجازی بود آبش نبود

                   چون آتش نیم مرده تابش نبود

                   عاشق باید که سال و ماه و شب و روز

                   آرام و قرار خورد و خوابش نبود
دوستتون دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمه



تاريخ : ٥ مهر ۱۳۸۸ | ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : همایون | خاطرات شما ()